::A N G E L::

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شنبه ٦ تیر ،۱۳۸۳

 

مردي دختر 3 ساله اي داشت . روزي مرد به خانه آمد و ديد دخترش گران ترين کاغذ زرورق كتابخانه او را براي آرايش يك جعبه كودكانه هدر داده است . مرد دخترش را به خاطر اينكه زرورق گرانبهايش را  به هدر داده تنبيه كرد و دختر كوچک آن شب را با گريه به بستر رفت و خوابيد . روز بعد مرد وقتي بيدار شد ديد دخترش بالاي سرش نشسته است و آن جعبه زرورق شده را به سمت او دراز کرده است .مرد تازه متوجه شد که آن روز روز تولدش بوده است و دخترش زرورق ها را براي هديه تولدش مصرف کرده است . او با شرمندگي دخترش را بوسيد و جعبه را از او گرفت و درب جعبه را باز کرد .اما با کمال تعجب ديد که جعبه خالي است . مرد دوباره به دخترش پرخاش کرد که جعبه خاليست و بايد چيزي درون آن قرار داده مي شد . اما دخترک با تعجب به پدر خيره شد و به او گفت که نزديک هزارتا بوسه در داخل جعبه قرار داده است تا پدر هر وقت دلتنگ شود با باز کردن جعبه يکي از بوسه ها را مصرف کند . مي گويند پدر آن جعبه را هميشه همراه خود داشت و هر روز که دلش مي گرفت درب آن را باز مي کرد و بطور عجيبي آرام مي شد .هديه کار خودش را کرده بود .

 angel

فرشته هاي آسمان ()   


Home

Add to favorites

Set as home page

Yahoo ID

                          

My friends

 

 


Powered by .persianblog
Desinged by www.paradise425
Copyright © 20** ستاره صبح All Rights Reserved