::A N G E L::

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸۳

 

ماه رمضان پارسال با امسال خيلی فرق داشت . پارسال موقع سحری دوره سفره خيلی شلوغ بود . بابا بزرگ بود مادر بزرگ بود بابا و مامان و داداشم و زن داداشم همه جمع بوديم . اما امسال پدر بزرگ از بين ما رفت برای هميشه . چند وقت پيش فوت کرد . او رفت و تنها خاطره ای از او در ذهنمان باقيست ...که بر اثر گذشت زمان محو تر ميشه. مادر بزرگ هم امسال خونه عمه ام است . بابا و. مامانم هم تهران رفتند. بابام شنبه آينده عمل داره . تور و خدا براش دعا کنين . عملش خيلی سخت نيست اما من می ترسم. امسال پای سفره سحری فقط ۳ نفر هستيم من و داداشم و زن داداشم. وقتی پای سفره سحر و افطار خلوت باشه هيچ صفايی نداره.

واقعا چه روزگاريه ، اصلا نميشه از يک دقيقه بعد هم خبر داشت که ببينيم هستيم يا فقط خاطره هامون هست.خيلی ها پارسال ماه رمضان بودند ولی امسال پيش ما نيستند، خيلی پارسال پای سفره هفت سين بودند ولی امسال نيستند.

از کجا معلوم من ،آره خود من ..يکی از نويسندگان وبلاگ قصه شاه پريون سال ديگه پای سفره سحری باشه يا پای سفره هفت سين باشه. ؟! هيچ کس نميتونه به طور مطلق جواب اين سوال رو بده... اما دليل نميشه چون يه روزی همه ما بايد فقط يه خاطره از خودمون به جا بزاريم با نا اميدی زندگی کينم .حتی اگه بدونيم يک ساعت ديگه بيشتر تو اين دنيا هستيم بايد به بهترين وجه زندگی کينم .مهم نيست چقدر زنده ايم و چقدر هستيم مهم اينه که هر چقدر هستيم بهترين باشيم.

بابای منو يادتون نره پای سفره سحر و افطار دعا کنين./.

 angel

فرشته هاي آسمان ()   


Home

Add to favorites

Set as home page

Yahoo ID

                          

My friends

 

 


Powered by .persianblog
Desinged by www.paradise425
Copyright © 20** ستاره صبح All Rights Reserved