بودن يا نبودن - ::A N G E L::

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوشنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸۳

بودن يا نبودن

چند نفر یه گوشه نشسته بودند و آرام آرام گریه می کردند. و مرد با همه غرور مردانه اش شانه‌هایش می لرزید. یه نفر هم با چشمان نگران و مضطرب به دیوار تکیه داده بود و اطراف خود را نگاه می کرد. آن طرف تر یه نفر با موبایلش با صدای بلند صحبت می کرد و این طور که فهمیدم می گفت اگر مجانی هم عمل بشه دیگه نمیذارم عمل بشه . چند نفر هم شتابان از پله ها بالا رفتند. در میان این همه اضطراب یه دختر با پدر نا بینایش بدون توجه به آنچه می دیدند یا حس می کردند ازجلوی همه رد شدند .و در همان موقع هم یه زن با همراهی چند نفر دیگه و با بچه ای در بغل و گلی در دست و لبخندی بر لب با چشمانی شاد از میان همه گذشتند.

آری اینها اتفاقاتی است که اگر یک ساعت جلوی یک بیمارستان بایستیم می بینیم . یه نفر غمگین برای  از دست دادن یه آدم . یه نفر خوشحال از به دنیا آمدن یه آدم و یه نفر هم مضطرب از ماندن یا نماندن یه آدم و یه نفر هم .....

 angel

فرشته هاي آسمان ()   


Home

Add to favorites

Set as home page

Yahoo ID

                          

My friends

 

 


Powered by .persianblog
Desinged by www.paradise425
Copyright © 20** ستاره صبح All Rights Reserved