::A N G E L::

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پنجشنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸۳

 

یک آسمان آبی با ابرهای تکه تکه شده که به سوی انتهای آسمان در حرکت بودند دیده می شد. و یک توپ بزرگ درخشان که از دست به هم دادن ستاره ها به وجود آمده بود آن وسط پارچه آبی آسمان بر خود می بالید که از همه بزرگتر است، از همه گرمتر و شاید هم از همه مفیدتر .او بیش از حد به خود می بالید . در روی زمین در میان سبزی چمن ها گلی سرخ در میان انبوه گل های زرد زندگی می کرد او هم بر خود مغرور بود چون فکر می کرد زیبا ترین و لطیف ترین گل دنیا است . در میان گل های زیبا کودکی زیباتر بازی می کرد و اجازه می داد باد آزادانه صورتش را نوازش کند.

ناگهان در آن موقع که همه چیز خوب پیش می رفت آسمان تاریک شد باد شدت گرفت ونا جوانمردانه به صورتش سیلی می زدو کودک به چشم خود دید که خورشید با آن عظمت و با آن همه تالولو پشت پرده سیاهی پنهان می شد . دختر بچه نمی دانست که چه اتفاقی دارد می اوفتد فقط نگاه می کرد و فقط نظاره گر نابودیه خورشید و پرپر شدن گل سرخ بود. او شاید جزء کوچکترین ها بود اما شکست بزرگترین ها را دید. خورشید گل سرخ نمی دانستند که شاید کسی هم پیدا شود که به ظاهر از خودشان بزرگتر نباشد اما می تواند آنها را پشت سایه خود پنهان کند ماه که صدها برابر کوچکتر از خورشید است توانست پرده سیاهای بر روی خورشید بیاندازد و آتش آن را برای چند دقیقه خاموش کند و ثابت کند که می تواند بزرگترین ها را هم شکست دهد.

اینها در زندگیه ما آدما عاقبت انسانهایی است که بسیار خودخواه هستند و نمی دانند که شاید روزی در برابر کسی که از خود او کوچکتر است نابود شود این نابودیه شخصیت است نه نابودیه جسم آدم ها.

 angel

فرشته هاي آسمان ()   


Home

Add to favorites

Set as home page

Yahoo ID

                          

My friends

 

 


Powered by .persianblog
Desinged by www.paradise425
Copyright © 20** ستاره صبح All Rights Reserved