ماه رمضان پارسال با امسال خيلی فرق داشت . پارسال موقع سحری دوره سفره خيلی شلوغ بود . بابا بزرگ بود مادر بزرگ بود بابا و مامان و داداشم و زن داداشم همه جمع بوديم . اما امسال پدر بزرگ از بين ما رفت برای هميشه . چند وقت پيش فوت کرد . او رفت و تنها خاطره ای از او در ذهنمان باقيست ...که بر اثر گذشت زمان محو تر ميشه. مادر بزرگ هم امسال خونه عمه ام است . بابا و. مامانم هم تهران رفتند. بابام شنبه آينده عمل داره . تور و خدا براش دعا کنين . عملش خيلی سخت نيست اما من می ترسم. امسال پای سفره سحری فقط ۳ نفر هستيم من و داداشم و زن داداشم. وقتی پای سفره سحر و افطار خلوت باشه هيچ صفايی نداره.

واقعا چه روزگاريه ، اصلا نميشه از يک دقيقه بعد هم خبر داشت که ببينيم هستيم يا فقط خاطره هامون هست.خيلی ها پارسال ماه رمضان بودند ولی امسال پيش ما نيستند، خيلی پارسال پای سفره هفت سين بودند ولی امسال نيستند.

از کجا معلوم من ،آره خود من ..يکی از نويسندگان وبلاگ قصه شاه پريون سال ديگه پای سفره سحری باشه يا پای سفره هفت سين باشه. ؟! هيچ کس نميتونه به طور مطلق جواب اين سوال رو بده... اما دليل نميشه چون يه روزی همه ما بايد فقط يه خاطره از خودمون به جا بزاريم با نا اميدی زندگی کينم .حتی اگه بدونيم يک ساعت ديگه بيشتر تو اين دنيا هستيم بايد به بهترين وجه زندگی کينم .مهم نيست چقدر زنده ايم و چقدر هستيم مهم اينه که هر چقدر هستيم بهترين باشيم.

بابای منو يادتون نره پای سفره سحر و افطار دعا کنين./.

63.gif63.gif63.gif63.gif63.gif63.gif63.gif

/ 35 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
?؟.Ecom.?؟

اطـلاعيــــــه: بدينوسيله اعلام ميگردد گرد همايی وبلاگ نويسـان تهرانی با هدف آشنايی هرچه بيشتر دوستان بايكديگر، تبادل افكار و آرا در خصوص مشكلات وبلاگ نويسان، پيشبرد اهداف فرهنگی ، تشكيل گروههای وب نويس و رسيدن به دوستی هاي جاودانه برگزار خواهد شد. لذا از همه شما دوستان و همراهان گرامی دعوت ميشود با تشريف فرمائی خود موجب صميميت و گرمی هرچـه بيشتر محفل دوستانه ادبی ما باشيد. *مانی و علی* زمان: جمعه 8/8/83 ساعت شروع برنامه : 2 الي 4 بعدازظهر مكان : خيابان وليعصر - پارك ملت-بسمت دریاچه-بالای پلکان-جنب دریاچه.. برای كسب اطلاعات بيشتر می توانيد به ادرس های زیر سر بزنید: http://down-with-love.persianblog.ir/ و http://Eom.parsiblog.com .مراجعه فرمایید.

from the heaven

دوباره من دير اومدم. ولی خوندم هر دوتای قبلی رو. واقعا قشنگ بودن. در ضمن ايشالا سال ديگه ماه رمضان که سهله تا ۱۰۰ ساله ديگه هم باشی و لذتشو ببری. آپيدم ولی طولانيه اگه حال+وقت+اکانت کافی داری منتظرم مشتاقانه.

meisam

سلام خيلی ناراحت شدم.براش دعا می کنم. من اپ کردم.لطفا داستانم رو نقد کن فعلا

persian

خيلی وبلاگ قشنگی داری . من لوگو وبلاگت رو گذاشتم تو وبلاگمون اگر دوست داری تو هم همين کارار بکن

عروسك شكسته

سلام ... پس اگه مثل من تنهايی افطار و سحری می خوردی چی ؟ بعضی وقت ها از تنهايی حالم از غذا بهم می خوره ... برو خدا رو شکر کن ... يه نفر هم پيشت بوذ کافی بود ... فقط يه نفر

سيد عدنان

اگه بدونی.. ما هم خيلی سفره سحری و افطارمون خلوت شده .. دو تا داداشام که رفتن سفر .. دو تا خواهرامم دانشجو اند تو يه شهر ديگه .. مامان بابامم يه شهر ديگه اند .. اون يکی خواهرمم ازدواج کرده رفته .. ..

ايوب

سلام خوبين ........پدر بزرگت رحمت کنه خوب هالا الحمد الله بابا بهتر شده

ashkan

neda10.persianblog سر بزن و با من حرف بزن