اگر من مردم دستانم را باز بگذاريد تا همه بدانند به عشقي که مي‌خواستم نرسيدم.
اگر من مردم چشمانم را باز بگذاريد تا همگان بدانند که چشم به راه هستم.
اگر من مردم به او بگوييد عشق، به اندازه همه قلب ادمي وسعت دارد.
اگر من مردم به او بگوييد اگر نتوانستم در مجلس مهربانيت شرکت کنم، اما با برپا داشتن مراسم عزاي خود به عهدم وفا کردم.
اگر من مردم به او بگوييد هيچ گاه فراموشش نكردم و نخواهم كرد.
اگر من مردم بر مزارم درختي بنشانيد، تا سايه سار رهگذران خسته از راه باشد.
اگر من مردم بر روي سنگ قبرم چيزي ننويسيد تا زود فراموش شوم.
<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 2 نظر / 21 بازدید
laleh

سلام دوست عزیز....فرشته خوب/تبریک میگم وبلاگ زیبایی دارین موفق باشید به تماشا سوگند و به آغاز كلام و به پرواز كبوتر از ذهن واژه‌ای درقفس است . حرف هايم ،مثل يك تكه چمن روشن بود . من به آنان گفتم : آفتابی لب درگاه شماست كه اگر در بگشاييد به رفتار شما می تابد. و به آنان گفتم : سنگ آرايش كوهستان نيست همچنانی كه فلز ،زيوری نيست به اندام كلنگ دركف دست زمين گوهر ناپيدايی است كه رسولان همه از تابش آن خيره شدند. پی گوهر باشيد لحظه‌ها را به چراگاه رسالت ببريد . و من آنان را ،به صدای قدم پيك بشارت دادم. و به نزديكی روز ،و به افزايش رنگ . به طنين گل سرخ ،پشت پرچين سخن‌های درشت . و به آنان گفتم : هر كه درحافظه‌ چوب ببيند باغی صورتش در وزش بيشه شور ابدی خواهد ماند. هركه با مرغ هوا دوست شود خوابش آرام ترين خواب جهان خواهد بود. آن كه نور از سرانگشت زمان برچيند می گشايد گره پنجره‌ها را با آه زير بيدی بوديم . برگی از شاخه بالای سرم چيدم ،گفتم: چشم را باز كنيد ،آيتی بهتر از اين می خواهيد ؟ می شنيدم كه به هم می گفتند: سحر می داند ،سحر !

سيد

سلام /......../ سلام /......../ اگر بمیرد گلی به همه خواهم گفت دگر عطری نمي بويد دگر بوی معشوق نمی ايد دگر گلستان نمی يابم..... پس بمان