قابل توجه آدم هایی که ادعا می کنند انسانند......

این ماجرا رو جایی خوندم و واقعا دیدم چه کار درستی کرده بوده اون پدر ... وقتی کسی رو با یک لقبی صدا می زنیم یعنی اون لقب رو به همه اعضای  خانواده اون نسبت می دهیم....

واقعا شرم آوره وقتی میبینم بعضیا در مواقع عصبانیت همدیگر رو با صفات حیوانی صدا می زنند ... وقتی کسی نتواند خودش رو در حالت عصبانیت کنترل کند در واقع خودش صفات حیوانی داره نه کسی که مرتکب خطایی شده .... طرز رفتار ما نشانه تربیت و فرهنگ خانواده ماست (کاش این همیشه یادمان می موند اما افسوس ..... )

"در یک مدرسه راهنمایی دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت می کردم و چند سالی بود که مدیر مدرسه شده بودم.
قرار بود زنگ تفریح اول، پنج دقیقه دیگر نواخته شود و دانش آموزان به حیاط مدرسه بروند.
هنوز دفتر مدرسه خلوت بود و هیاهوی دانش آموزان در حیاط و گفت وگوی همکاران در دفتر مدرسه، به هم نیامیخته بود.
در همین هنگام، مردی با ظاهری آراسته و سر و وضعی مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و خطاب به من گفت:
«با خانم... دبیر کلاس دومی ها کار دارم و می خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال هایی بکنم.»
از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت:
«من 'گاو' هستم ! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو، ایشان متوجه می شوند.»
تعجب کردم و موضوع را با خانم دبیر که با نواخته شدن زنگ تفریح، وارد دفتر مدرسه شده بود، درمیان گذاشتم.
یکه خورد و گفت: «ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمی فهمم...»
از او خواستم پیش پدر دانش آموز یاد شده برود و به وی گفتم:
«اصلاً به نظر نمی رسد اختلالی در رفتار این آقا وجود داشته باشد. حتی خیلی هم متشخص به نظر می رسد.»
خانم دبیر با اکراه پذیرفت و نزد پدر دانش آموز که در گوشه ای از دفتر نشسته بود، رفت.
مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: «من گاو هستم!»
- خواهش می کنم، ولی...
- شما بنده را به خوبی می شناسید.
من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر
۱۳
ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید...
دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: «آخه، می دونید...»
- بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق می دهم.
ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان می گذاشتید. قطعاً من هم می توانستم اندکی به شما کمک کنم.
خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم صحبت کردند.
گفت و شنود آنها طولانی، ولی توأم با صمیمیت و ادب بود. آن پدر، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد
و با خداحافظی از همه، مدرسه را ترک کرد.
وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم.
در کنار مشخصاتی همچون نشانی و تلفن، روی آن نوشته شده بود:
«دکتر... عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه
...» "

/ 21 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چادر خاکی

باسمک اللهم. سلام. من اینو نگفتم که از دیگران بخوام شروع کنن تا ما هم یا علی.........عزیزم ببینید درسته پرندمون رو بردیم این پرنده بر حسب قسمت روزگار قسمت ما شد و طفلک خوب گناه داره حالا که دست ماست بمیره بالاخره یه حیوون جون داره و تا وقتی دست ماست نباید بذاریم طلف بشه شاید اگر تو طبیعت میموند بیشتر از اینا عمر کنه.....میدونید چرا بیشتر از کارشون لجم گرفت من به این پرنده وابسته نیستم و اتفاقی هم براش بیافته اونقدر مهم نیست که براش گریه کنم اما حرص میخوره ادم وقتی میبینه سگ یه حیوون کثیف که کلی میکروب ازش منتقل میشه و نجسه بغل کنن،بوس کنن،براش گریه کنن باورتون میشه گریه،غش اونم برای سگ و گربه!!!!!!!!!!! شاید گفتن نداشته باشه اما ما تا حد توانمون خانواده های بی بضاعت بی سرپرست مشکل دار یا بچه یتیم فقیر بشناسیم در حد توانمون کمک میکینیم پس برای شروع دیگرون نبود حرفم برای این بود شاید یکی از اون افراد بخونه و تلنگری بشه............. دعا بفرمایید. یا حسین

علی

sسلام و من بازم اومدم دفعه قبل که اومدم هر کاری کردم نشد نظر بدم اما این پست اینقد ارزش داره و پیام توش هست که بارها و بارها اگه خونده بشه بازم کمه . ممنون که به من سر میزنی و قدمات باعث پخش عطر روح نوازی در محیط سیاه وبلاگم میشه موفق و سربلند همچون گذشته در پناه خدا

بهنام

عرض سلام و ادب، برای کمک به انتخاب دهکده زبان به عنوان نماینده وبلاگ های ایرانی در مسابقات جهانی وبلاگ های برتر آموزش زبان انگلیسی به صفحه نخست «دهکده زبان» مراجعه نمایید... هم چنین از نظر شما در دهکده زبان کمال تشکر را دارم، جواب هر کامنت در زیر آن قرار داده می شود... [گل]

حورا

واقعا که اینا آبروی معلمها رو می برن ! ممنون برای دعا عزیزم

مهدی لقمانی ۞●(دفتر عشق)●۞

سلام دوست عزیز خوبی؟ ☆☆وبلاگ دفتر عشق با متن (عشق نافرجام) به روز شد☆☆ منتظرم شاد باشی ۩▓۩ ๑۩۞۩๑۩▓۩ ๑۩۞۩۩▓۩ ๑۩۞۩๑▒ ๑۩۞۩๑▒ جدیدترین مطالب عاشقانه در . . . سایت رسمی مهدی لقمانی ( دفتر عشق ) www.daftareshghe.com ۩▓۩ ๑۩۞۩๑۩▓۩ ๑۩۞۩۩▓۩ ๑۩۞۩๑▒ ๑۩۞۩๑▒

سامورایی تنها (رونین48)

سلام بر شاه پریون عزیز .... از اینکه یکی از همکاران ما به دانش آموزی گفته باشه گاو اصلا جای دفاع ندارد و من نیز تصدیق می کنم که کار درستی نبوده ، اما یک چیزایی رو باید بدونی : اینکه یک کلاس درس داشته باشی با 40 تا دانش آموز ، با 40 فکر و ایده و فرهنگ باید سر و کله بزنی ، و خیلی چیزای دیگه که گفتنش لزومی نداره چون جزو درد دلهایی است که اکثر معلمین با خود به گور خواهند برد و هیچوقت کسی به آنچه که میان دانش آموز و معلم می گذرد پی نخواهد برد ... معلم مثل هر انسان دیگه ای جایز الخطاست و اصلا جای تعجب ندارد که به دانش آموزی بگوید گاو و ..... در کمال ادب عرض می کنم که چرا داستان معلمی رو نمینویسید که در سال 1389 در مشهد برای نجات جان دانش آموزش خودش را به سد انداخت (سد طرق مشهد ) و دانش آموزش را نجات داد اما خودش برای همیشه خاموش شد و رفت .... چرا از معلم ورزشی نمی نویسید که دانش آموزاش هر روز از او اجازه می گیرد تا زودتر برود ، تا بتواند همان دمپایی های کهنه و پاره را با خواهرش عوض کند تا او نیز با همان دمپایی ها به مدرسه برود و وقتی که معلم برای او کفش می خرد ، قبول نمی کند چون می ترسد خواهرش ناراحت شود ، ..

سامورایی تنها (رونین48)

چند تا دکتر روان شناس برایت مثال بزنم که اونقدر بی ادب و بی نزاکتند که هر وقت می بینیشون تو دلت می گی حیف اون مدرک دکترا ؟.... چند تا دکتر روان شناس برات مثال بزنم که به اسم مشاوره کلی زندگی رو به هم زدن ؟و ..... همه جور آدم تو همه شغلها پیدا می شه ، اما در مقام یک سامورایی که مرگ برایش آسان تر از خوردن آب سرد در تابستان است با شاه پریون عزیزم صحبت می کنم ، بدی ها رو باید به هم تذکر بدیم اما نباید بزرگش کنیم .... من مدیون تمامی معلمینم هستم حتی اونایی که هم مرا گاو صدا زدند و هم مرا کتک زدند ، گاهی سر کلاس درس تنبیه یک نفر از یک فاجعه جدی جلوگیری می کند .... .........

soratzakhmi

سلام از رفتار بابای دانش اموزت حظ کردم انقد این معلم ها بعضی هاشون البته ما رو چزوندن گه هیچی نشدیم همیشه یا فحش بود یا کتک مهم نیست دستت درد نکنه کار بدی نکردی یه رفتار بد رو تذکر دادی دوست داشتی بیا وبلاگم من راحت تر بیام اینجا ممنونم گلم[گل]