روز دهم

سلام امیدوارم مثل همیشه همه خوب باشید .. و این ایام رو به همه تسلیت میگم امیدوارم به یاد حسین بودن تا سال دیگه فقط مختص این روزها و شب ها نباشد .. میدونم خیلی دیر شد تا آبدیت کردم اما از شانس بد ما یه مدتی تلفن خونه قطع بود .. یعنی درست بودا اما سازمان محترم مخابرات نمیدانم به چه علتی (شاید دل درد) تشریف فرما شدند و سیم های خانه ها را دستکاری کردند و رفتند و هر چه گفتیم بابا بیایید خرابکاری های خودتان را درست کنید قبول نفرمودند دیگر تا خط های ما مجدداً وصل شد خیلی طول کشید و بعدش هم یه مسافر عزیزی از جای عزیز داشتیم که از حج برگشته بود برای همین چند روزی هم خانه مادر بودم ان شالله قسمت بشه هر کی دوست داره بتونه بره مکه . 01.gif

امسال محرم خیلی کم تونستم برم مراسم عزاداری و شاید کمتر حس و حال عاشورا داشتم .. بی ریا بگویم بیشتر دنبال مال دنیا بودیم تا آخرت مشغولیات زندگی نگذاشت تا در این مراسم ها زیاد شرکت کنیم . شاید اصل این شرکت کردن ها برای این باشه که کمی به خودمون بیاییم و کمی به فکر دردهای حضرت زینب باشیم که دردی که ایشان کشید کمتر کسی می توانست تحمل کند و کسانی که فکر میکنند زندگی شان فقط درد  است و غم ، کمی به یاد عاشورا بیافتند آن وقت بفهمند که درد یعنی چه و آنقدر دم از درد نزنند کمی منصافه فکر کنیم . زندگی های ما آنقدر ها هم دردناک نیست ، در زندگی در یک روز چند عزیز را از دست دادیم ؟؟ اگر بیش تر از 72 نفر بوده پس واقعاً حق داریم که درد داشته باشیم ... من نمیخوام بگم که ما حق نداریم ناراحت باشیم یا احساس درد در زندگی داشته باشیم اما کمی فکر کنیم که کسانی بودند که تمام مصیبت ها در یک روز بر آن ها بارید اما دل محکی داشتند همچون زینب در روز عاشورا . هر کسی را میبینم زانوی غم بغل گرفته و می گوید هیچ کس به اندازه من غم ندارد من نمیدانم این واژه 2 حرفی چیست که که 90% زندگی همه ما رو گرفته ، کاش کمی به یاد غم زینب می افتادیم تا کمی غم های خود را تصلی بخشیم ....

به یاد عاشورا بودن خیلی سخته شاید برای من فقط در محرم است که یاد عاشورا و امام حسین را زیاد در ذهنم دارم ، اما خدا را شکر میکنم که پدر و مادرم همیشه بعد از خوردن کمی آب هم به من می گفتند بگو """ یا حسین """ حد اقل اینطوری هر زمان که آب می خورم یادی از امام حسین هم می کنم . با خوردن آب یادی از عاشورا کردن هم ثواب داره ..........

اما به گفته دکتر شریعتی ... حسین بیشتر از آنکه تشنه آب باشد ، تشنه لبیک بود

/ 39 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعيد

سلام. ممنون از حضورت در وبلاگ جديد. خيلی خوشحال شدم مهمان يه دوست قديمی بودم.

سامورايی تنها

سلام حس می کنم دوباره دور هم جمع شديم و اين خيلی خوبه . گاهی وقتا دلم برای همه چيز تنگ می شه حتی شمشيرم که ميگن تنها مونس يک ساموراييه

ميثم درخشنده(بچه های آسمان)

خوبين؟؟؟ مرسی به من سر زدين....... نظرتون رو گفتين........ راستش فقط شما گفتين قالب خوب نيست...منظورم همون نوشته ی آبی تو زمينه ی سياهه

ميثم درخشنده(بچه های آسمان)

ولی فکر ميکنم روش..... مشکل اينجاست که آسمونو دوست دارم...... آسمونم يا آبيه...يا سياهه... نوشته هامم مثل ايم وبلاگ تلفيقی از اين دو رنگه........ رو ش فکر ميکنم....... پيشنهاد بهتری دارين؟

مانيا

سلام... هنوز آپ نيستی؟ بابا خيلی سرت شلوغه ها!!

آرش آريا

آنجل عزيزدرود ممنون از حضورت وبلاگ تو هم خيلي خوب بود.به اميد ديدار بدرود