روز دهم

:::www.sare.ir::: Group

اگر به من بگويند از اين راه بروم ممکن است اتفاقی برايم بيوفتد قطعا ديگر از آن راه نمی روم حتی اگر بدانم راهم طولانی تر خواد شد ... اما اين چه رازی بود در کربلا که همه می دانستند که کشته خواهند شد اما باز هم ماندند... عده زيادی هم که با امام حسين آمده بودند در بين راه برگشتند چون می دانستند اگر به کربلا برسند همه شان کشته خواهند شد. با خودم فکر می کنم منی که الان می گويم اگر با امام حسين بودم حتما برايش می جنگيدم ولی وقتی خوب فکر می کنم ميبينم که اگر من هم بودم شايد هيچ وقت به کربلا نمی رفتم . اگر من واقعا حسين را دوست می داشتم...خدای حسين را دوست می داشتم آيا او را ترک می کردم ..پس بهتر است الان که ۱۴ قرن می گذرد شعار ندهم اگر من بودم اينکارو می کردم ... اگر بودم آن کار رو می کردم . يعنی من آنقدر ايمانم کامل شده بود که مثل حُر در آن لحظات آخر برگردم به سوی خدا ؟! نه ! من آنقدر قوی نيستم که بتوانم تا پای جان در برابر ايمانم بمانم . واقعا چه گذشت بر حسين و يارانش ؟! حتی يک لحظه هم نمی توانم خودم را جای زينب بگذارم و دردها و رنج هايی که کشيده را تصور کنم.

از عاشورا چه بگويم از کشته شدن تک تک اعضای خانواده ؟ از عباس که دست هايش را در لب فرات از دست داد؟ از تشنه ماندن علی اصغر ...؟

شايد اگر از زبان زينب شعری بنويسم تا حدودی بشود آن روز خون آلود را تجسم کرد .

زينب اين چنين می گويد:

او مـــی دويدُ من می دويـــد   ....   او سوی مقتل ، من سوی قاتل

او می نشستُ من می نشستم  .....   او روی سينه ، من در مقابل

او می کشيــدُ من ميکشيـــدم   .....  او خنجر از رو ، من آهی از دل

او مـی بريدُ من مـی بريــدم  .....   او از حسين سر من از حسين دل

/ 36 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shazde

omidvaram ke hamishe ayoom ghalamet baraye hosein roo varaghe bloget sor bokhore shad zi nazaninam

باران عدل

باران 59 عزیز ! سلام چندی پیش پیغامت را دیدم .در این دنیای وانفسا اگر من وتو به دنبال عدالت نباشیم و نگردیم هیچ کس دیگری به فکر آن نخواهد بود . من و تو با ید بگردیم و تلاش کنیم برای استقرار و تحقق عدل و عدالت تا راه را برای تسری این امر والا فراهم کنیم . در ضمن در این راه دست سبز همراهی و همیاری ات را به گرمی خواهم فشرد . منتظرت هستم . به امید فردایی سبز با عدل .

angel

زيبا می نويسی عزيز

sss

سلام ... فقط اينو ميشه از عاشورا گفت :« که آب تا ابد شرمنده عباس شد » .. خوشحال میشم یه سر به من بزنی ... منتظر حضور سبزتون هستم ... یا علی

somaieh

سلام دوست خوبم من امروز می رم مشهد تا هفته ديگه اگه بدی ديدی حلال کن مواظب خودت باش:) موفق باشی گلم

رضا

سلام /ببخشيدديرخدمت رسيدم /ممنون ازحضورگرمتون /اين شعرشماكلي روضه است /ياعلي

sssssss

سلامممممممممممممم..چطوری...دلم واسه وبلاگت تنگ شده بودا......يه چند وقته نبودم..باز بهت سر می زنم..

ashena-gharib

گوهر اشک زا بايد نثار کسانی که ارزش آن را بشناسند...متنت خيلی زيبا بود

مهدی~~~~~~دفـــــــتر عــــــــشق

سلام خوبي ؟ حال شما؟ خوش ميگذره؟ دفتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر عشـــــــــــــــــــــــــــــق آپـــــــــــــــــــــــــــــــدیت شد. منتظــــــــــــــــرم. یا حـــــــــــــــــــــــــق