ایران زیبا

ایران زیبا ...

سلام... از آخرین سلام خیلی گذشته ...

توی این گرمای جنوب ... رفتن به اردبیل و باران های تابستانی دل انگیز واقعاً زیباست ... با اینکه دریا رو دوست دارم اما زندگی در کنار دریا هم سخته .. دیگه از اینهمه رطوبت و شرجی خسته شدم .. البته شهرهای نوار سبز شمال هم که کنار دریا بودن چندان هوای دل چسبی نداشتن .. رطوبت چند برابر اینجا اما یه کم هوا خنک تر بود وگرنه زندگی در اونجا هم دوست ندارم ... شمال رو دوست دارم فقط برای مسافرت و تغییر روحیه ... اما اردبیل و جاده هایی که به آن منتهی می شد خیلی زیبا بود ... به خصوص جاده اسالم به خلخال که واقعاً زیبا بود از گردنه های حیران خیلی خیلی قشنگ تر بود، یک دشت سبز که ابرها از میان آن حرکت می کردند و چند خانه روستایی که هنوز زندگیه سنتی خود را داشتند اما واقعا دیدنی بود . یک جا بود که فقط 2 تا کلبه بود وسط کوهستان خیلی دلم میخواست یه چادری داشته باشیم و کنار آنها یه چند روزی بمانیم اما نمیشد .. نه چادر داشتیم و نه وقت . خیلی دوست دارم اگه زمانی ماشین گرفتیم یک بار دیگر دو نفری برویم آنجا و چند روزی رو بمانیم ... عجب نقاش ماهریست خدا . دیدن این مناظر برای ما که همیشه جز خشکی و گرما چیزی ندیدیم تازگی داشت . . . اما سبز بودن چیزی نیست که برای کسی عادی شود ...

از همه اینها بگذریم مردمان خیلی خوبی داشتن هم خلخال هم اردبیل .. وقتی می دانستن که ما مسافر هستیم مهربانی می کردن ... وقتی می خواستیم از خلخال برویم سرعین و اردبیل برادرم دانشگاه کار داشت و خودش تنها خلخال ماند و قرار شد ظهر بیاید طرف اردبیل.. اما ماندن همانا و خراب شدن ماشینش همان . و از بعد از آن ما با 2 ماشین به سفرمان ادامه دادیم . و به ما گفت شما برنگردید من خودم را به شما می رسانم ... تعمیرکارهای خلخال خیلی کمکش کردن .. حتی از اردبیل تعمیرکار فرستادن تا ماشینش را درست کنند .. اما مشکلش حل نمیشد .. خلاصه بنده  خدا ماند همان جا 2 شب آنجا ماند و وقتی ما برگشتیم اصفهان او تازه رسیده بود تهران و آنجا هم ماشین رو برد نمایندگی سایپا ... اونجا هم که قیمت یک قطعه رو 40 هزار تومن گرون تر بهش فروختن .. و مردمونش هم از یه شارژر موبایل دریغ کردن .. آخه شارژر موبایلش پیش ما بود .. کلی از وسایل ما هم پیش او مانده بود .. خلاصه به مغازه موبایل فروشی میره میگه یه لحظه من موبایلمو شارژ کنم تا یه خبری به ما بدهد قبول نمی کردن .. آخه موبایلش هم خاموش شده بود ... خلاصه پایتخت نشین ها خیرشون به ما نرسید (البته نمیگم همشون اینجورین . امیدوارم انتقاد پذیر باشد و ناراحت نشید . هر جایی خوب و بد داره )

خلاصه داداشم یک روز بعد از ما رسید اصفهان و فقط موقعی که می خواستیم برگردیم به شهر رو دیار خودمون دوباره 3 تا ماشین شدیم .. سفر به یاد ماندنی بود .. اما واقعاً خوش گذشت .. این جز اولین سفرهای دور بود که با عزیزم می رفتم و واقعاً به یاد ماندنی بود .

اگه خواستین برین طرف اردبیل حتماً از جاده اسالم به خلخال برین.

من چند تا عکس هم آماده کردم که بذارم اما هر کاری می کنم آپلود نمیشه .. فکر کنم حجمش بالاست .. برای همین ... باید کیفیتش رو بیارم پایین تا بتونم آپلود کنم .. دیدیم فایده نداره تا بخوام منتظر بشم و بتونم اونا رو آپلود کنم خیلی طول می کشه برای همین عکس ها رو بعداً می ذارم ..

تابستان خوبی داشته باشید ( مثل من ) نیشخند

همیشه سبز باشیدلبخندبامن حرف نزن

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Ahmad

سلام بر رمضان ماه مهمانی خدا man upam sar bezani khoshhal misham

√مهرنوش خانومی√

چه زيبابود چند سالش بود ؟؟؟؟ من به روزم ممنونم كه مياي با تبادل لينك مواغفي ؟ [چشمک][لبخند]

√مهرنوش خانومی√

ببخش ... اشتباهي نظر دادم [لبخند] موافقي رو دست ديگه ميره همينجوري تاريكه نميبينم [چشمک]

پریسا

سلام .... خیلی جالبه ! این روزها خیلی ها پیشنهاد کردن که از اسالم حتما دیدن کنم ... دیگه وسوسه شدم حتما برم ... امیدوارم همیشه شاد باشی .

مژده

خب اگر دوست دارید منم خوشحالم ...[لبخند]

√مهرنوش خانومی√

[گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل] [گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل] [گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل] [گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل] [گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل]

√مهرنوش خانومی√

[گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل] [گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل] [گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل] [گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل] [گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل][گل]ღ☆ஜღ[گل]

امیر

سلام. وبلاگ جالبی دارین. بهتون تبریک میگم. خوشحال میشم به منم سر بزنین اگه دوست داشتین تبادل لینک کنیم منو با اسم "عصر مطلب" لینک کنین و توی نظرات بلاگم خبرم کنین