سلام من برگشتم خدارا شکر بابام حالش خيلی خوبه .

*************************

اين شعر رو هم از نوار قصه شمع  عليرضا افتخاری برداشتم .

تو عروسیت نبودم نمی دونم چی بود چیا بود ......... میگن و دروغ نمی گن که سه روز کیا بیا بود

یه خونه پر از پریزاد توی شهر آدمیزاد ....... تو پری ترین پری ها توی حوض پریا بود

کوچه شازده پسر داشت که به اون پری نظر داشت ..... پری هم اسمشو برداشت پری خیلی بی ریاست

پری خیلی بی ریا بود

حالا اون پری شکسته پشت پنجره نشسته ......... مثل مهتاب شده موهاش که به رنگ شب سیاه بود

/ 33 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

امان از دست این همسایه با زخم زبون هاش! / بابا اون کوچه پر از "شازده پسره" / من می ترسم زیادی آن طرف ها آفتابی بشم، فرشته خانم / هر بار هم میام / آسته میام آسته میرم که گربه شاخم نزنه. / حالا حالت چطوره؟ / کجا رفته بودی؟ / احوال بابات چطوره؟ / ات و عیال خوبند؟ / خانوم بچه ها / فک و فامیل / دوست و آشنا / دماغشون چاقه؟ / چرا مطلب تازه نداری؟

علي

سلام...من دوباره برگشتم....اميدورام که اومدنم طولانی باشه...خوشحال ميشم سر بزنی...کنم هر شب دعايی کز دلم بيرون رود مهرش...ولی آهسته می گويم خداوندا بی اثر باشد....منتظر قدم سبزت هستم.....ميگم که ديگه به ما سر نمی زنی؟؟

مکافات

سلام......شعر قشنگی بود........منتظرتم......تا بعد...

mahzad

سلام عزيزم مرسی که بهم سر زدی دعا کن برام از اين سر در گمی خلاص بشم.....شعر زيبايی بود ادم هوس نوشتن ميکنه!!!

دردسرهای یه بچه مثبت

دور يا نزديک ... راهش می توانی خواند ... هرچه را آغاز و پايانيست ... حتی، هر چه را آغاز و پايان نيست... زندگی راهيست ... از به دنيا آمدن تا مرگ... شايد مرگ هم راهيست...

olia

سلا . فرشته جون.از اينکه بهم سرزدی ممنون.خيلی خوشحالم کردی.بازم منتظرتم

حدیث نور

سلام ، من لينکه وبلاگه شما رو در وبلاگم گذاشتم ، ممنون ميشم شما هم لينکهخ منو بزاريد

ساناز

سلام ...ممنونم که به وبلاگم سر ميزنی ....متنتو هنوز کامل نخوندم....حتما می خونمش ..موفق باشی